روز 10
عسل مامان دهمین روز تولدت فرارسید و منو باباعلی تصمیم گرفتیم برات یه مهمونی بگیریم . عزیزم صبح این روز مامانی ها و خاله اومدند خونمون و مامانی زهرا شما را حمام برد و بعد از حمام کلی بهمون خوش گذشت و باهات حرف زدیم و بازی کردیم مخصوصاً آبجی خیلی باهات بازی کرد . شبش هم مامانی ها و باباحاجی ها , خاله و دایی ها و عموها و خانواده هاشون را شام مجلس افروز دعوت کردیم خیلی شب قشنگی بود و به هممون خیلی خوش گذشت و همه برات آرزوهای قشنگ کردند. عسلهای مامان ان شاالله سالیان سال خوب و خوش و خرم کنار هم زندگی کنید و همیشه تکیه گاه همدیگر باشید و...
نویسنده :
مامان و بابا
10:45





